دكتر عقيقى بخشايشي

1138

چهارده نور پاك ( فارسي )

كه به زودى عده اى از مغرضين و كسانى كه مى خواهند نور الهى را خاموش سازند ( اشاره به فرزندش موسى نمود ) در اين باره مردم را به شك و ترديد وا خواهند داشت در صورتى كه ارادهء الهى بر كامل ساختن نور خود قرار گرفته است . سپس دستور داد او را در قبر قرار دهند و خاك روى او بريزند . براى آخرين بار خطاب به جمع فرمودند : آنكه مرده ، كفن شده ، حنوط شده و در اين لحد مدفون گرديده است ، كيست ؟ همه حضار با صداى بلند گفتند او اسماعيل است امام صادق گفت : بارالها ! گواه باش ! سپس دست فرزندش موسى را گرفت و مى فرمود او حق است و حق با اوست و سرچشمه حق است تا روزى كه خداوند خودش وارث زمين و آنچه بر روى زمين است باشد " . ( 1 ) امام صادق ( عليه السلام ) با اين همه تصريحات و تأكيدات مى خواست دو مطلب را ثابت كند : يكى : آنكه مسألة امامت و پيشوائى مردم با تعيين الهى است و انتخاب و اختيار مردم در آن كوچك ترين دخالتى نداشته و ندارد و تعيين الهى در مورد امامان قطعى و منجز است . دوم : آنكه بدين وسيله مىخواست : گمان و توهم پاره‌اى از شيعيان را بر طرف سازد كه به امامت و پيشوائى اسماعيل دل بسته بودند . بدين وسيله امام علنا روشن ساخت كه اسماعيل در دوران حيات خود امام صادق ( عليه السلام ) به رحمت ايزدى رفت و در يك زمان واحد دو امام روانيست و امام به حق و پيشواى راستين پس از او ، با تعيين الهى ، فرزندش امام موسى است و اختيار و انتخاب در دست خود او نيست . عصر زندگى و زمامداران خودسر بنى عباس پس از آنكه با دستيارى علويان حكومت بنى اميه را ساقط كردند و خود بر اريكهء حكومت مسلط گرديدند به سوى خود بنى فاطمه برگشتند و با تمام نيرو براى از بين بردن خاندان رسالت كوشيدند عده اى را گردن زدند و جمعى را زنده به گور ساختند

--> 1 . علامه مجلسى ، بحار الانوار ج 11 ، 237 .